مگر ما در زمینه رقابتهای سیاسی داخلی خودمان به چه عمقی از اختلاف رسیدهایم که مدیر جمهوری قانونی کشور را ترساندن به قتل میکنیم؟
تهدید جانی مدیر جمهوری راحت تر از آب خوردن!
عبارات مهم : استخر
به گزارش ایران،سعید قاسمی از فعالان تندرو مخالف دولت اخیراً در سخنانی با جملات تند مدیر جمهوری را ترساندن به محاکمه به وسیله «حزب الله» و از بین بردن در «لب استخر» کرده هست. او در قسمت هایی از یک فیلم تقریباً ۴۰ دقیقه ای که گفته می شود در حاشیه مراسم راهپیمایی اربعین در عراق تهیه شده است هست، تأکید دارد که تمام آمارها و سخنان حسن روحانی و دولتمردان او «دروغ» هست. سعید قاسمی می گوید: «سر وقت این ها را محاکمه می کنیم.»
او در ادامه با فرض این که «اگر دستمان نرسد، محاکمه کنیم» با تحریف یک آیه قرآن می گوید: «قبلاً هم گفته ام که آیه جدیدی داریم؛ ان ربک لب الاستخر، خدای ما همان خدایی است که لب استخر خفت گیری می کند.» او در ادامه گفته است: «آقای روحانی! تقریباً در طول استخر هم همه دعایت کرده اند. از لب مرز دعایت می کرده اند تا همینجا، همه دعاگویت هستند و این دعاهایی که کردند تو را، من بعید می دانم که مولا، مولایی باشد که تو تا عید دوام بیاوری. با این دعاهایی که مردم کردند کارت با کرام الکاتبین است که چه بشود تا عید دوام بیاوری.»
تهدید جانی رئیسجمهوری راحتتر از آب خوردن!
واژه «استخر» بعد از درگذشت آیت الله هاشمی رفسنجانی و از قضا به وسیله همین جریان مخالف دولت در ادبیات سیاسی کشور عزیزمان ایران تبدیل به رمز «مرگ غیر طبیعی» یا همان «قتل» شده است هست. چیزی که قبلاً نه تنها این جریان بلکه قسمت اعظم نظام هزینه ارجاع بی ربط و بدون اساس به آن را در تجمع طلاب در حوزه علمیه داده بود. حواله دادن دوباره شخص مدیر جمهوری به «استخر»، آن هم با همه آن سوابقی که این واژه در ادبیات سیاسی کشور پیدا کرده نمی تواند در حد یک شوخی یا اشتباه لفظی باشد. با این سابقه نخستین سؤالی که در ذهن ایجاد می شود این است که مگر ما در زمینه مسابقه های سیاسی داخلی خودمان به چه عمقی از اختلاف رسیده ایم که مدیر جمهوری قانونی کشور را ترساندن به قتل می کنیم؟ آیا چنین ادبیات و تهدیداتی، از مناسبات داخلی کشور عزیزمان ایران تصویری صلح جویانه و طرفدار منطق به دنیا مخابره می کند یا تصویری خشونت زده و خالی از عقلانیت؟
مسأله بعدی این است که چگونه یک جریان براحتی می تواند در آرامش و امنیت کامل اینگونه موضع گیری هایی علیه شخصیت های نظام انجام دهد و موضع گیری هایش مصداق توهین و تخریب نباشد؟ در واقعیت صحنه کشور عزیزمان ایران به نظر نمی رسد که یک فعال سیاسی اصلاح طلب یا طرفدار دولت بتواند حتی به یک نماینده مجلس هم با چنین ادبیاتی حمله کرده و نهایتاً مورد بازخواست قرار نگیرد. قطعاً ترساندن مدیر جمهوری به وسیله سعید قاسمی به آن معنا نیست که همین فردا یا هفته آینده یا هر وقت دیگری این مخالف دولت می تواند شخص حسن روحانی را از بین بردن فیزیکی کند. مسأله خشونتی است که این قسم و جنس از ادبیات به فضای مسابقه های سیاسی کشور تزریق کرده و آن را ذره ذره آبستن خشونت های خفته ای می کند که می تواند مانند بمبی زیر بستر جامعه ایرانی جا خوش کند. در خاورمیانه ای که در آتش همین دست اختلافات در حال سوختن است و ترغیب به مسابقه منصفانه و بدون خشونت روز به روز به یک ضرورت جدی تر تبدیل می شود، اشاعه و اقبال پیدا کردن این ادبیات یک عقبگرد ویرانگر به سمت زایش خشونت های تازه هست. چیزی که به نظر می رسد دستگاه های قضایی و امنیتی نه از جهت برخوردهای شخصی با افرادی چون سعید قاسمی بلکه از منظر کنترل زیاد کردن حس میل به به خشونت باید آن را بسیار جدی تر از این دنبال کنند. خصوصاً در فضایی که طیف سیاسی رقیب امثال آقای قاسمی با طرح مسائلی بسیار راحت تر و نرم تر از این متهم به انواع اتهامات ضد ملی و امنیتی می شوند.
مگر ما در زمینه رقابتهای سیاسی داخلی خودمان به چه عمقی از اختلاف رسیدهایم که مدیر جمهوری قانونی کشور را ترساندن به قتل میکنیم؟
به این موارد باید یک توصیه دیگر را هم اضافه کرد؛ سعید قاسمی از محاکمه قریب الوقوع دولت حسن روحانی به وسیله «حزب الله» سخن می گوید. اولاً این که مگر کشور دستگاه قضایی و دادگاه ندارد که قرار است «حزب الله» ایفای نقش محاکمه را بر عهده بگیرد و اساساً چه کسی و چگونه محاکمه افراد و دولت ها را جزو وظایف «حزب الله» گذاشته است؟ ثانیاً اگر این قشر این قدر نیاز به محاکمه دولت دولتمردان را احساس می کنند آیا از طریق قانونی جهت چنین کاری اقدام نکرده اند؟ ثالثاً آیا سعید قاسمی و همفکرانش که خود را محق به چنین محاکمه ای می دانند، حاضر هستند حق دیگر طیف ها و گرایش های سیاسی را جهت به محاکمه کشاندن صورت ها و افرادی که روزگاری یا اکنون از نزدیکان امثال قاسمی بوده یا هستند را بپذیرند؟
بُعد دیگر مسأله هم همان عنوان قدیمی سوء استفاده جناحی و جریانی از رویدادهای ملی و مذهبی هست. همان طور که سالهاست مشاهده می کنیم یک جریان خاص تریبون های عیدفطر، نماز جمعه، راهپیمایی روز قدس، عزاداری محرم و… را تبدیل به یک موقعیت جناحی جهت حمله به رقیب سیاسی داخلی خود کرده اند، شاهد بهره برداری سیاسی از راهپیمایی اربعین هم هستیم. در چنین فضایی است که امثال سعید قاسمی کلیت محتوای راهپیمایی اربعین را علیه دولت نامطلوب خود ترسیم و هدایت می کنند؛ چیزی که می تواند فقط یک سوءاستفاده سیاسی از مناسبت مذهبی و اعتقادی باشد. اصلاً مورد نیاز به توضیح نیست که بر خلاف تصویری که سعید قاسمی از جمعیت راهپیمایی اربعین می سازد، این عده الزاماً همگی مخالف دولت نیستند، این رسوب واکنشها قدیمی جریان تندرو است که همواره کارها و عقاید خود را به نام «کل مردم» سند می زند.
مضاف بر این تأکید بر اینکه از لب مرز تا کربلا تمام جمعیت حسن روحانی و تیم او را لعن و نفرین می کردند، به شکلی که قاسمی به این نتیجه رسیده که او تا آخر سال نخواهد ماند، به شکل مشهود یک روایت غیر واقعی، قلب شده است و دروغین هست. با این وصف معلوم نیست کسی که جهت خدمت به زائرین سیدالشهدا راهی کربلا شده است با کدام منطق و توجیه دینی می تواند جهت کوبیدن مخالف خود متوسل به «دروغ» شود؟»
تهدید جانی رئیسجمهوری راحتتر از آب خوردن!
واژه های کلیدی: استخر | خشونت | سیاسی | حسن روحانی | اخبار سیاسی و اجتماعی
دانلود فایل ها
توجه: ممکن است تمام لینک های دانلود به دستور مقام قضایی حذف شده باشد...








